ویژگی های حیات طیبه و عالم عندالله
1-زندگی حقیقی :
راه یافتگان به عالم « عندالله » از زندگی حقیقی در محضر خداوند ، که در حقیقت ، اثر و جلوه ی اسم « حی » سبحانی است بر خوردارند : ( بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ) زنده اند و نزد پروردگارشان روزی دارند . موهوم بودن حیات دنیا و حقیقی بودن حیات عندالله در قیامت برای غافلان و مجرمان معلوم می شود ؛ آنگاه که فریاد حسرت برآورده ، و می گویند : ( يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ) روزی که انسان می گوید : ای کاش برای زندگی چیزی از پیش می فرستادم ! زیرا آن هنگام روزی سات که (يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ) کافران به آتش سپرده می شوند و به آنها می گویند : یابی هایتان را در زندگی دنیا از بین بردید و از حیات دنیا بهره ای اندک جستید . پس امروز به عذاب خوار کننده مجازات می شوید ، یه خاطر آنچه استکبار ورزیدید .
شاید در این ، منظور از « طیّبات » پیمان پاک ملکوتی بر عبودیت حق تعالی باشد که کافران با استکبار ورزیدن در حیات دنیا ، بهره ها و ثمرات آن را بارور نکردند و آن را به تباهی سپردند و در قیامت ف در مواجهه با حیات حقیقی و کشف پوچی حیات دنیا ، فریاد افسوسشان بلند می شود .
2-جامع خیر دنیا و آخرت :
عالم عندیت نه در دوران حیات دنیایی محصور است و نه به حیات اخروی اختصاص دارد ، بلکه خیر آن بر دنیا و آخرت گسترده شده و برخورداران از آن در همین دنیا از آن بهره مندند ( فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ ) پس پاداش دنیوی و اخروی نزد خداست . در ادعیه معصومان ( ع ) نیز آمده است : ( و تحیینا حیاةً طیَةً فی الدّنیا و الاخرَة ) و ما را به زندگی پاکیزه در دنیا و آخرت زنده بدار . از این فاز دعا بر می آید که حیات طیبه شامل خیر دنیا و آخرت است و از آیه مذکور استفاده می شود که خیر دنیا و آخرت عندالله محقق است .
3-پایداری :
بهره ی عالم عندالله و حیات طیّبه ابدی و ماندنی است و نابودی و فرسودگی در آن راه ندارد . در همین آیات مورد بحث در سوره نحل خدای تعالی پس از آنکه فرمود : عهد الهی را نفروشید ، چرا که بهره ی عندالله برایش نیکو و پسندیده یا بهتر است برای استدلال بر این مدعا فرمود ) مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ ) آنچه نزد شماست نابود شدنی ، و انچه نزد خداست ماندنی است . در آیات دیگر نیز می خوائیم ( وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى ) آنچه نزد خدا ست نیکوتر و پایدار تر است .
4-نامحدود بودن :
سر چشمه بیکران و بی پایان همه چیز نزد خداست و حتی بهره های انداک دنیایی هم جلوه و جرعه ای از آن خزانه های بیکران عندالله است . ( وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ ) و خیچ چیز نیست ، مگر اینکه معادن ان نزد خداست و به اندازه معین از آن فرود می آید .
به این علت ، راه یافتگان به آن عالم هرچه بخواهند ، برایشان فراهم است و محدودیتی ندارد ( لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ) هرچه بخواهند برای آنها نزد پروردگارشان هست ، ( به همین مضمون آیه 22 سوره شوری ) و فراتر از این فرمود ( لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ) بر ایشان هرچه بخواهند در آنجا هست و ترد ما بیش از آن است .
5-کمال وجودی :
دسیدن به عالم عندالله تحوّل وجودی به سوی کمال است و این گونه نیست که میان راه یافتگان به آن عالم و درجات و کمالاتشان تمایز باشد ، بلکه صاحبان مقام عندّیت عین کمال بوده و خودشان درجات آن عالم هستند : ( هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ ) ، آنها درجای در نزد خداوند هستند . و برخورداری ها ئو بهره مندی ها از خارج وجودشان به آنها داده نمی شود ، بلکه سیر به سوی حقیقت ، وجود آنها را به سرچشمه ی کمال و جمال تبدیل کرده است .
6-معیار و میزان بودن :
از آن رو که در عالم « عندیت » نهایت کمال انسانی – الهی شوکو – ماست و راه یافتگان به آنجا به اوج درجات کمال تبدیل شده اند آن عالم و برخورداران از درجات آن معیار میزان هستند ، چنان که فرمود : (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ) گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست . (ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ ) این کار شما نزد خداوند عادلانه تر است . (هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ ) او عادلانه تر است نزد خدا .
از این آیات بر می آید که « اکرم » و « اقساط » عندالله معیار سنجش و ملاک ارزیابی امور است . بنابر این ، عالم عندالله وحقایق آن معیار و میزان حقایق عالم است .
7-جایگاه کتب قدسی :
قرآن کریم و سایر کتاب های قدسی در عالم « عندیت » بوده و راه یافتگان به آن عالم آنها را مشاهده کرده و از حقیقت آنها آگاهند . ( وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ ) و هنگامی که از جانب خداوند کتابی به سویشان آمد .
( وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ ) به درستی که قرآن را از نزد حکیم دانا دریافت می کنید . غز از قرآن مجید ، کتاب های دیگر یا مراتب دیگری از کتاب الهی نیز در عالم عندالله است : (عِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ) نزد او ام الکتاب است . (وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ ) و نزد ما کتاب حفیظ ( لوح محفوظ ) است . (وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ) این قرآن در ام الکتاب نزد بلند مرتبه ای حکیم است .
همین کتاب هاست که همه حقایق عالم از سرگذشت و سرنوشت نیکان و بدان تا وقایع و حوادث جهان در آن نوشته و در مراتب بالا ، نزد پروردگار محفوظ است و مقرّبان بارگاه الهی و اهل عالم « عندّیت » آن را مشاهده می کنند ؛ ( إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ) نوشته ابرار در علّیّین است ، و تو چه دانی علّییّن چسیت ؟ کتابی نگاشته شده که مقرّبان می بینند .
8-جلوه های آیات الهی :
عالم عندیت جلوه ی روشن آیات الهی است ؛ چنان که فرمود (إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ ) تمام آیات الهی فقط نزد خداوند است .
کسی می تواند آیات الهی را درک کند که چشمی به عالم عندالله گشوده و خبری از آن یافته باشد . عالم سراسر آیات الهی است ، اما برای کسی که خداوند را مشاهده کرده و ربط پدیده های جهان را باحق تعالی به تماشا نشسته است .
ما معمولاً می پنداریم که از طریق این آیات ، باید خدا را شناخت و این آیات علّت شناخت خداوند هستند ، در حالی که این شناختی ناکافی و غیر دقیق است ، زیرا در حقیقت ، خدا علت پدیده هاست و با شناخت خداوند و درک حضور او ، میتوان آیات او را به درستی شناخت . راه یافتگان به عالم « عندیّت » و زنده شدگان به حیات طیبه ابتدا خدا را می بینند و بعد در آیات و نشانه های او جلوه اش را به تماشا می نشینند .
و همه آیات را نزد خدا یافته معنای حقیقی آیه بودن را در می یابند ف چنان که در قرآن مجید فرمود (سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ َلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ ) ؛ و نشانه ها یمان را در عالم و جان هایشان نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار شود که او حق است . آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز پیدا و آشکار است ؟ آری آنان از دیدار پروردگارشان در تردیدن . آگاه باش که بدون شک ، او همه چیز را فراگرفته است . علامه طباطبایی در رسالة الولایه ضمیر « انه الحق » را به خداوند راجع دانسته و شهید را به معنای مشهود گرفته اند . در نتیجه ، معنا چنین می شود : « هر چه را انسان می بیند اول خدا را می بیند بعد آن شیء را چون « هوالظاهر » جایی برای ظهور غیر نمی گذارد »
در حقیقت ، آیات الهی برای یادآوری خاطره قلبی عهد دیرین و پیمان فطری باکسی است که او را دیده و می شناسیم پس لازم نیست که به استدلال های ریز و درشت عقلی آلوده شود مگر کسی که ذهن خود را آلوده کرده و به حجاب شبهات گرفتار آمده است . امّا آیات الهی تنها برای یادآوری ست و سراسر نام و نشان اویند و جلوه های حق تعالی را می نمایند .
9-علم :
علم ، در ادبیات قرآن یعنی شناخت خدا و آیات و آثار او و قرآن کریم تمام علم را نزد خدا می داند : ( إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ ) علم فقط نزد خداست و هر کس که به علم حقیقی می رسد بهره ای عندالهی یافته و به عالم « عندیت » راه پیدا کرده است . (وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا ) و از نزد خود به او علمی آموختیم .
بنابر این یکی از برترین شاخص خای حیات طیبه ویژگی زنده شدگان به حیات طیبه علم است . اهل بیت رسول الله ( ع معدن و منبع این علم و سرآمد اهل حیات طیبه هستند .
امام باقر ( ع ) فرمودند : ( و الله اِنّا لَخُزّان اللهِ فی سَمائه و ارضِه ، لا علی ذهَبَ لا علی فضةِ الا عَلی عِلمِه ) به خدا سوگند که ما خزانه داران خدا در آسمان و زمینش هستیم ، نه خزانه داری بر طلا و نقره ، بلکه خزانه علم او .
10- نور :
کسانی به عالم عندالله راه پیدا می کنند که دل و جان خود را صاف کرده و از همه تعلّقات ویژگی ها رها ساخته و آئینه گون شدن اند . چنین کسانی را خداوند به حضور خود پذیرفته ، توفیق درک عالم عندیت و زندگی در آن را به آنها می دهد . (وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ ) کسانی که به خداوند و رسولش ایمان آوردند آنها اهل راستی و گواهان نزد پروردگارند که پاداش و نورشان برای آنهاست .
اینها کسانی هستند که خدا را با تمام وجود درک کرده و آینه دار نور و نام او شده اند ؛ و در میان مردم با این نور حرکت کرده و مایه ی هدایت خلق هستند ، ( َوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا ) ایا کسی که مرده بود پس او را زنده کردیم و برایش نوری قرار دادیم که با آن میان مردم حرکت کند ، مثل کسی است که در تاریکی ها وامانده و راه گریزی ندارد ؟
هرکه از راه یافتگان به عالم عندالله به اندازه درک حضور حق تعالی نور او را دریافته و باز تابیده و عالم را به نور او فروغ و روشنی بخشیداند .
ابوخالدکابلی می گوید : از امام محمد باقر ( ع ) درباره این آیه پرسیدم که می فرماید (فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا ) پس ایمان آورید به خدا و فرستاده اش و نوری که همراه او فروآمد . امام پاسخ فرمود : ( یاخالد النّور واللهِ المائمةُ مِن آل محمّد ( ص ) الی یوم القیامة ، و هُم واللهِ نورُ الله الّذی انزلُ و هُم ، والله ، نور الله فی السماواتی و الارض وَالله ، یا اباخالِد ، لَنور الاِمام فی قلوبِ المؤمنینَ انورُ من الشَمس المُضیئةِ بالنّهار ، و هُم ، والله ، ینّورون قُلوب المؤمنین و یَجبُ الله – عَزّوجل – نورهُم عمّن یشاء – فَتظلم قُلوبهم . . . . ) ای ابوخالد ، نور ، به خدا قسم – امامان از خاندان پیامبر ( ع ) تا روز قیامت اند و به خدا قسم ، آنها نور خدایند که نازل شده است و به خدا سوگند ، آنها نور خدا در آسمان ها و زمین هستند و به خدا سوگند ، ای ابوخالد ، نور امام در قلوب مؤمنان روشن تر از روشنایی خورشید در روز است ، و به خدا سوگند آنها دل های مومنان را روشن کرده اند و خدای – عزّوجل – نورشان را از هر که بخواهد می پوشاند ، پس دل هایشان تاریک می شود .
11- جایگاه راستی :
کسانی که آیات الهی را فراموش کنند در دام شیطان اسیر شده و به پندار پردازی او گرفتار می شوند : (وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ) هر کس از یاد خدای رحمان دل برگرداند ، شیطانی بر او می گماریم تا همنشین او باشد و مسلماً آنها ایشان را زا راه باز داشته اند ولی می پندارند که راه یافته اند این جایگاه سست دروغین در مقابل جایگاه راست و استوار اهل حیات طیبه است که ( فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ) در جایگاه راستین نزد پادشاهی توانا . و چون ایمان پرده های پندار را کنار زده ، شیطان را دور می سازد ف خداوند به پیامبر می فرماید (وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ ) به ایمان آورندگان مژده بده که برای آنها گام های راستی نزد پروردگار شان است ، یعنی راه درست را یافته به جایگاه و موقعیت راستین می رسند ، و با حق به سر می برند ، نه با فریب ها و سراب ها .
12- عبودیت :
عبودیت یعنی اینکه یک موجود باشعور ملک دیگری می باشد . هم از این رو خداوند که مالک همه چیز است همه ی انسان ها و فرشتگان و سایر موجودات با شعور عبد اویند و کسی که این عبودیت را برنتابد نتابده استکبار ورزیده است .
کسانی به عالم عندیت راه پیدا می کنن که تمام هستی خود را ملک خدا دانسته ، استقلال استکبار را از پندار رفتار خود بزداید (وَمَنْ عِندَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ ) و کسانی که نزد اویند از بندگی او استکبار نورزیده و پندارزده و فریفته نیستند .
در حقیقت پایداری و پاس داری و راستی ورزی بر پیمان فطری است که اهل ایمان را به حیات طیّبه و جایگاه صدق می رساند . در مقابل پندارزدگی و فریفتگی اهل دنیا با دروغ و خیانت به میثاق ملکوتی و زیر پا گذاشتن فطرت آغاز می شود .
13- کرامت :
وقتی حضرت ذکریّا ( ع ) برای دیدار حضرت مریم ( ع ) به عبادتگاه او آمد و میوه های گوناگون و تازه دید پرسید : اینها از کجا رسیده است (أَنَّى لَكِ هَـذَا ) و حضرت مریم ( ع ) پاسخ داد : (هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ ) اینها از عالم عند الله آمده است .
اهل حیات طیبه چون به عالم عندالله راه یافته اند و به مراتب بالای آن نایل گردیده اند از سرچشمه های بی پایان برخوردار شده و با توانایی و دارایی الهی ، پشتیبانی می شوند . از این رو پیشامدهای خارق العاده ای برایشان روی می دهد که کرامت نامیده می شود و چون با ادّعای نبوت همراه نیست نمی توان آن را معجزه نامیده زیرا معجزه مخصوص پیامبران است .
14- روزی مخصوص :
اهل حیات طیبه در عالم عندیت بهره هایی دارند که نمی توان درباره آنها گفتگو کرد . (عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ) نزد خدا روزی دارند .
این رزق تنها خوراک و پوشاک و باغ و بستان نیست بلکه واردات و دریافت های مخصوص است که قلب را زنده می کند و حیات طیبه را در عالم عند الله تداوم می بخشد .
15- نصرت :
سخت ترین و ترسناک ترین معرکه هایی که انسان با آن مواجه می شود آنجاست که شیطان بیرونی و هواهای نفسانی دست به دست هم داده و دل را به غفلت از خدا و تعلّق به دنیا می کشند در این هنگام تنها خدا یاور و پشتیبان بنده است : (وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ ) یاری تنها از نزد خداست در آنجا که برادر و دوست و سپاه و لشکر یارای یا وری ندارند تنها خداست که به انسان کمک می کند و او را از لغزش به پرتگاه حیات دنیا و محرومیت از درک محضر حق تعالی نجات می دهد . بنابر این هال حیات طیبه از لغزش ها و گناه ها در امانند و به خاطر زندگی پاکی که بارزم و جهاد با نفس یاقته اند از نصرت و یاری و حمایت الهی برخوردار شده و به گناهان آلوده نمی شوند ، اگر هم سهواً خطایی مرتکب شوند به سرعت بازگشته ، از پلیدی آن فاصل می گیرند .
16- رحمت خاص :
خدای تعالی رحمت عام و فراگیری دارد که همه مؤمن و کافر از آن برخوردارند ، اما رحمت خاص او مربوط به عالم عندیّت است .
17-
18-
19-
20-
21-
22-
23- آ« آ بثیتبتثب
24-
به همین دلیل تنها اهل حیات طیّبه از آن بهره مندند . درباره حضرت خضر ( ع ) وارد شده است : (آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا ) به او رحمتی از نزد خود بخشیدیم ، یا درباره حضرت ایّوب ( ع ) پس از آزمود دشوار بردباری و جبران بازگشت نعمت ها می فرماید (وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا ) و خاندانش و همانند آنها را همراه آنان از نزد خود به او عطا کردیم . و از زبان حضرت نوح ( ع ) می فرماید : (وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ ) و رحمتی از جانب خود به من عطا کرده است .
رحمت خاص الهی مصادیق گوناگونی دارد : دانش حضرت خضر ( ع ) بازگشت سلامتی و ثروت به حضرت ایوب ( ع ) به طور معجزه آسا و نبوّت حضرت نوح ( ع ) همه ی اموری است که از کمال یافتن هدایت حق برآمده .
بنابر این رحمت خاصّ آنگاه است که هدایت الهی موثر شده و بنده ای به جایگاه شایسته ی بندگی برسد که همانا عالم عندیّت و برخورداری از بهره های آن و در یک کلام حیات طیبه است . جهت عامه زمینه ها و ابزار و امکانات هدایت بوده و تباهی و روگردانی از آنها موجب قهر و غضب الهی است و استفاده ی صحیح از این امکانات جهت خاص را در پی دارد .
17- نیکوکاری :
اگر چه در قیامت عالم عندالله حجاب دنیویت و مادیت را کنار می گذارد و نیکو کاران پاداش کامل را پس از مرگ طبیعی و گذر از این جهان دریافت می کنند اما در هر دو سرا به خاطر حضور در عالم عندیّت و برخورداری از حیات طیبه از سرور و امنیت و آرامش انس و ارتباط با خدای تعالی برخوردارند : (فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ ) پاداش آنها نزد پروردگارشان است و به این مضمون آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارد ( توبه : 22 – انفال 28 – تغابن 15 و . . .
18- عقوبت بدکاران :
عالم عندیت همان قیامت و معاد است که اهل حیات طیبه با گذر از وابستگی های مادی و قدرت یقین آن را درک می کنند . (كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ) هرگز چنین نیست ، اگر به یقین می دانستیند ، بدون تریدد روزخ را می دیدند . اما بدکاران که در این دنیا باغفلت به سر می بردند ، ممکن است سرمست و شادکام باشند ، اما با رسیدن به حضور پروردگار درقیامت آنها نیز نتیجه ی کردار ناروا و اعتقادات نادرست خویش را درک خواهند کرد : (سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ ) نزد خداوند خواری و ذلّت به گناه کاران خواهد رسید . (إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ ) هنگامی که مجرمان در حضور پروردگار سرافکنده اند .
19 – آخرت :
با توجه به دو ویژگی پیشین این حقیقت معلوم می شود که عالم عندالله همان عالم آخرت است . البته ویژگی های دیگری مثل بقا و پایداری هم این مطلب را بدست می دهد ، چرا که آخرت هم به دو وصف نوکویی و پایداری توصیف شده است : (وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ) و آخرت بهتر و پایدار تر است .
اما گذشته از اینها قرآن کریم به صراحت می فرماید : (الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ ) سرای آخرت نزد خداست و یا (وَالْآخِرَةُ عِندَ ) و آخرت نزد پروردگار توست . بنابر این آخرت همان عالم عندالله است و زنده شدگان به حیات طیّبه هر چند هنوز در این جهان طبیعی حضور داشته باشند گویی ناظر قیامت و عقوبت و پاداش مردمانند عالم آخرت هم اکنون موجود و بر پاست اما حجاب اوهام دنیوی از دیدن باطن دنیا که آخرت است شده (يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ ) نمایی از زندگی پست دنیوی را دانسته و از آخرت غافلند . بنابر این آخرت اکنون هم هست ولی در غیب آسمان ها و زمین و با فرارسیدن قیامت تنها حجاب ها از پیش دیدگان فرو می افتد : (لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ) تو از این عالم غافل بودی ما پرده ات را کنار زدیم پس امروز دیدگانت تیزبین شده است .
20- سلام :
سلام به معنای سلامتی و نداشتن کاستی و بیماری است . اهل حیات طیبه و راه یافتگان به عالم عندیت مظهر اسم « سلام » خدا بوده و از کاستی ها و بیماری ها پاک و پیراسته اند ( لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ ) سرای سلامت نزد پروردگارشان باری آنهاست .
این سلامت ، سلامت قلب و جان است ، نه تنها جسم و تن زیرا زیر جسم و تن در عالم باقی و حیات پایدار و ماندگار مغلوب روح و قلب است . خدای تعلی در این باره فرمود : (يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ) روزی که دارایی و فرزندان فایده ای ندارد ، مگر کسی که دلی سالم به حضور پروردگار آورد .
در مقابل کسانی که از حیات طیبه و درک محضر الهی محرومند : (فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ ) در دل هایشان مرض است و خداوند بیماری وکاستی دلشان را بیشتر می کند و برایشان عذاب دردناکی است .
این دلهای بیمار حتی در قیامت هم حضور الهی را به شایستگی درک نمی کنند و شاید بیشترین رنج آنها روز ظهور آخرت همین باشد (وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى ) و در قیامت او را نابینا بر می انگیزیم . گوید : پروردگارا چرا مرا کور محشور کردی در حالی که بینا بودم ؟ ( خدا ) گوید : همانطور که آیات ما برای یادآوری آمد اما تو فراموش کردی امروز فراموش می شوی .